![]() |
![]() |
|
| وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران) |
|
مردم و دولت ایران که در آن زمان بیش از هر زمان دیگر نیاز به وحدت ملی داشتند خود را رودررو با سفارت دولت روس در تهران یافتند و مشاهده کردند که یک نفر طرفدار عادی میرزا علی محمد باب تبدیل به "ودیعه" پربهای دولت روسیه شده است که اگر آسیبی به وی برسد حوادث غیر مترقبه ای در پیش روی مردم ایران خواهد بود. بالاخره دولت ایران برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری از اغتشاشات و شورشهای بابیها مجبور گردید که میرزاحسینعلی و میرزا یحیی و گروهی از بابیهای طرفدار آنان را به خاک عثمانی ( ترکیه فعلی) اخراج کند. بابیها با استناد به پیش بینیهای میرزا علی محمد باب رهبری نهضت بابیه را در وجود میرزا یحیی صبح ازل می دیدند. رهبری وی بر بابیها مورد حسادت میرزا حسینعلی بود و به عناوین مختلف سعی می کرد خودش را مطرح کند. ولی این آقای مدعی " وحدت عالم انسانی " راه حقه و کلک بازی را در پیش گرفته و برای حفظ خود در پشت نقاب برادرش مخفی شده بود. عباس عبدالبهاء فرزند و جانشین وی در کتاب مقاله شخصی سیاح صفحه ۶۷ و ۶۸ می گوید: " ایشان با ملاعبدالکریم در این خصوص مصلحت دیدند ... که افکار متوجه شخص غائبی شود و به این وسیله بهاءالله محفوظ از تعرض ناس ماند و چون نظر به بعضی ملاحظات شخص خارجی را مصلحت ندانستند قرعه این فال را بنام برادر بهاءالله میرزا یحیی زدند. باری به تایید و تعلیم بهاءالله او را مشهور در لسان آشنا و بیگانه معروف نمودند "
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 17:43 توسط پژمان |
|
|
اکنون که با تاریخ مختصر بابیه و انشعابات آن در سالهای اولیه ظهور ازلیه ( پیروان میرزا یحیی صبح ازل) و بهائیه ( طرفداران میرزا حسینعلی ) آشنا شدیم ببینیم کسانی که انسان قرن بیست و یکم و بشریت آینده را به شعار ظاهر فریب « وحدت عالم انسانی » دعوت می کنند چگونه در اعمال و رفتار فردی و حضور در صحنه اجتماع به این شعار ملزم و وفادار هستند. میرزا حسینعلی بهاءالله که خود را موسس بهائیت می داند نقش کلیدی در اغتشاشات و شورشهای بابیها و حتی نقشه ترور ناصرالدین شاه را داشته است و به این ترتیب تمرین اجرای وحدت عالم انسانی می نموده و اولین دستاورد این وحدت این بوده که تفرقه و جدائی میان مردم و برهم زدن امنیت ملی ایران به نفع دول خارجی بویژه دولت استعمارگر روسیه را برای مملکت به ارمغان آورده است. دخالت در ترور رئیس حکومت ایران توسط کسی که مدعی است : بیگانگان را به چشم یاران ببینید: وقتیکه ناصرالدین شاه از پناهندگی میرزا حسینعلی به سفارت روسیه در تهران باخبر می شود بسیار تعجب می کند تا آنجا که شوقی افندی چهارمین رهبر بهائیان و نواده میرزاحسینعلی در کتاب قرن بدیع جلد۲صفحه ۳۳ می نویسد: " شاه از استماع این خبر غرق دریای تعجب و حیرت شد و معتمدین مخصوص به سفارت فرستاد تا آن وجود مقدس ( یعنی میرزاحسینعلی) را که به دخالت در این حادثه متهم داشته بودند تحویل گرفته نزد شاه بیاورند.... سفیر روس از تسلیم حضرت بهاءالله به نمایندگان شاه لمتناع ورزید ( ؟؟!!) و از هیکل مبارک استدعا نمود که به خانه صدراعظم تشریف ببرند و ضمناٌ از شخص وزیر بطور صریح و رسمی خواسته گردید ودیعه پربهائی (؟؟!) را که دولت روس(؟!!) به وی می سپارد در حفظ و حراست آن بکوشند... و کاغذی به صدر اعظم نوشت که باید حضرت بهاءالله را از طرف من پذیرائی کنید و در حفظ این امانت (؟؟!!) بسیار کوشش نمائید و اگر آسیبی به بهاءالله برسد و حادثه ای رخ دهد شخص تو مسئول سفارت روس خواهی بود(!!؟؟) "
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 16:52 توسط پژمان |
|
|
میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل ۱۳۳۰-۱۲۴۸) پس از مرگ باب جانشینی او به میرزا یحیی نوری برادر کوچکتر میرزا حسینعلی نوری رسید. در آثار باب شواهدی وجود دارد که حاکی از معرفی صبح ازل به عنوان جانشین او می باشد. ازجمله در آغاز کتاب قسمتی از الواح عین دستخط باب به میرزا یحیی گراور شده است که در آن میگوید : " هذا کتاب من علی قبل نبیل... الی من یعدل اسمه اسم الوحید ... این یا اسم الوحید فاحفظ ما نزل فی البیان و امر به فانک لصراط حق عظیم " یعنی این مکتوبست از جانب علی قبل نبیل (علی محمد) به سوی آن که نامش به نام وحید معادل است. ( وحید در عدد با یحیی برابر است)... ای وحید آنچه در بیان نازل شده نگهداری کن و به آن امر نما، پس همانا تو بر راه حقیقت بزرگی هستی. بدین ترتیب رهبری بابیان به صبح ازل سپرده شد. او برادرش میرزا حسینعلی را به عنوان پیشکار تعیین کرد و خود به طور ناشناس به گردش و سفر در اطراف و اکناف پرداخت. او برخود نام حضرت غایب مستور گذارد تا از خطر تعرض حکومت مصون بماند و بدین گونه بهاءالله مرجع مستقیم بابیه شد. به نوشته محمد علی فیضی در آن ایام : " منزل آن حضرت در تهران محل رفت و آمد بزرگان و مشاهیر اصحاب شد و امور مهمه همواره در آنجا رتق و فتق می گردید و در اکثر موارد از آن حضرت اخذ دستور می نمودند. همین زمامداری سبب شد تا امیر کبیر صدر اعظم وقت وی را به عراق که تحت سلطه عثمانی بود تبعید نماید.
میرزا حسینعلی در روز دوم ماه محرم سال ۱۲۳۳ هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا عباس نوری معروف به میرزا بزرگ از منشیان و مستوفیان زمان محمد شاه قاجار بود. خاندان میرزا بزرگ به حسن خط و خوبی انشاء مشهور بودند و خود او در این زمینه مهارتی بسزا داشت و بسیاری از رجال درباری از او سرمشق می گرفتند و خانه اش مجمع ارباب ذوق و ادب بود. میرزا عباس در تعلیم و تربیت فرزندان بسیار می کوشید و برای این منظور از میان دوستانش برای آنان آموزگاران سرخانه می آورد. چنان که پسر ارشدش میرزا حسن نوری در اثر همین مراقبت لایق منشیگری سفارت روسیه گردید. میرزا حسینعلی نیز در سنین کودکی نزد پدر و بستگان و معلمان خصوصی به فرا گرفتن علوم و فنون مقدماتی پرداخت و بدین سبب از رفتن به مدرسه بی نیاز بود. درایام جوانی نیز چون هیچ اشتغالی نداشت، همه اوقاتش صرف گردش و تفریح یا مطالعه و تقریر و یا حضور در مجالس عارفان و حکیمان و محافل شاعران و ادیبان می گشت و از این راه معلوماتی پراکنده و فراوان آموخت. درجنبشهای بابیه، ازلیه و بهائیه نقش حسینعلی نوری بسیار بارز است. در اوان ادعای باب، میرزا حسینعلی به وی گروید و کم کم بازیگر بسیاری از وقایع آن دوره شد. در جریان ترور ملا محمد تقی قزوینی ( شهید ثالث) دخیل بود و به همین سبب به زندان افتاد در حوادث به دشت (بدشت) گرداننده اصلی بود. پس از اعدام باب، بهاءالله داستان وصایت میرزا یحیی را بر سر زبانها انداخت و برادر جوانش را سپر بلای خود نمود تا از آسیب معاندین در امان بماند. با این حال امیر کبیر کم و بیش به نقش او در قضایای باب پی برد و اعلام داشت که میرزا حسینعلی تا کنون پنج کرور تومان ( ۲۵۰۰۰۰۰۰ ریال = نیم برابر غرامت جنگهای ایران و روس ) به خزانه کشور ایران خسارت وارد آورده است، بنابراین او را از ایران خارج و به عراق تبعید نمود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:35 توسط پژمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
پژمان pejmanpouya |
|
RSS
|