تبليغاتX
بهائیت (وحدت عالم انساني در بهائيت)
وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران)

میرزا حسینعلی از زن نخست خود موسوم به نوابه فرزندی آورد که نامش را عباس گزارد اما بها از زن دیگرش مهدعلیا سه پسر داشت که عبارتند از : محمد علی افندی و میرزا ضیاالله و میرزا بدیع الله . بنا بر لوح عهدی قرار بود تا پس از درگذشت بهاالله ابتدا عباس و سپس محمد علی زمامدار بهائیان باشند لکن پس از مرگ پدر میان فرزندان جدائی افتاد و محمد علی افندی با دو برادر دیگرش و دو تن از زنان میرزا حسینعلی و خواهرانش و پسر عموها بر عبدالبها شوریدند و با اینکه در لوح عهدی سفارش شده بود که اختلاف و نزاع نیفتد و احترام و دوستی برادران و بستگان دیگر مراعات شود و ناسزا و افترا موقوف گردد با اینحال چون دو دستگی بالا گرفت عباس افندی برادرش را ناقض اکبر و مریدانش را ناقضین خواند و پیروان خود را ثابتین نام نهاد. محمد علی نیز به تلافی٬ عباس افندی را رئیس المشرکین گفته ابلیس لعین لقب داد. بار دیگر عباس برادر و مریدانش را به القاب پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و ... !! و باقی درندگان مفتخر ساخت و خویشتن را بلبل و طاووس نامید. میرزا محمد علی هم برای تکمیل باغ وحش خانوادگی جناب ابن البها را گوساله و الاغ دوپا ؟!؟ خوانده خود را غضفرالله ( شیرخدا ) لقب داد ( مدرک این مطالب در کتب مکاتیب و توقیعات مبارکه شوقی و گنجینه حدود و احکام ذکر شده است ). سرانجام این تعارفات رکیک و ناپسند بدانجا رسید که عباس افندی اعلام داشت که ناقضین بسیاری از الواح و آثار بها را سرقت ! نموده در آنها دست برده اند و از همه بدتر آنکه صورت نماز نه رکعتی بهائیت را بهمراه احکام متمم کتاب اقدس دزدیده و آئین نازنین ! را ناقص کرده اند و هنوز هم این عبادت عظمی مفقود می باشد و اینجاست که انسان از پیش بینی نادرست و فرجام اندیشی برخلاف بها بشگفت می آید بویژه اگر این کلام گهربار را نیز از عباس افندی دیده باشد که :

" انصاف باید داشت از نفسی که در تربیت اولاد و عیال و آل  عاجز مانده چگونه امید تربیت اهل آفاق نمائیم و آیا در این قضیه ذره ای شبهه و تردید است ؟ لاوالله ! 

  ( عباس عبد البها  )

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 10:59  توسط پژمان | 

با توجه به مطالب گذشته در پستهای قبل اختلافاتی بین بهاالله و صبح ازل بوجود آمد. این جدائی ها باعث گردید که در ادرنه میان بها و ازل و مریدانشان اهانت و ناسزا و تهمت و جنگ و دعوا و کشت و کشتار رواج یابد و در این کشمکش حقایقی که سالیانی مستور بود آشکار و برملا گردد. طرفین اسرار مگو و رازهای نهان یکدیگر را فاش ساختند و تمام زشتیها و نابکاریها و کژیها و نادرستیها را برادروار میان خود تقسیم نمودند فی المثل میرزا یحیی از جانب بها و بهائیان به القاب خر و گاونر و گوساله و مار و مگس و سوسک و... و هر آنچه در یک باغ وحش یافت می شود مفتخر گردید ( صفحه ۲۱ و ۱۸۳ کتاب بدیع نوشته میرزا حسینعلی ) و میرزا حسینعلی با گستاخی تمام حرامزادگی برادر را اعلام داشت ( جز یکم مائده ص ۴۰ ) و فاش ساخت که علت و سبب کدورت جمال ابهی ( میرزا حسینعلی ) با میرزا یحیی این بود که در بغداد همسر دوم سید باب ( یادگار منوچهرخان معتمدالدوله ) مورد تجاوز و کامگیری ازل واقع شده و چون میرزا یحیی وی را نپسندیده وقف عام مریدانش نموده است ( کتاب بدیع ص ۳۷۹ ) وباز صبح ازل متهم گردید که جیره خوار حکومات ترک و انگلیس و تحت حمایت آن دول است( بدیع ص ۳۱۲ ) و سرانجام برنامه زندگی زعیم ازلیه از قلم برادرش چنین ارزیابی شد : " مسلم است که لازل باکل و شرب و تصرف در ابکار و نسا ناس! مشغول بوده و اعمالی که واله خجالت می کشم از ذکرش مرتکب! "( بدیع ص۳۱۲ )

از جانب دیگر ازلیان هم بیکار ننشستند و گفتند که همسر باب که سهل است جناب بها دختر خودش را هم در ایام ریاست ازل بوی تقدیم نموده بود ( کتاب تنبیه النائبین نوشته خواهر میرزا حسینعلی ص۱۹ و ۶۵ ) و جناب ایشانرا نشاید که پیش از درمان رعشه دست ! و باد فتق ! خود بعلاج دردهای بشریت پردازند و کوس نبوت یا الوهیت زنند و ... و...

چون دامنه دو دستگی بالا گرفت و کار بکشتار رسید دولت عثمانی بناچار آنان را از هم جدانمود و در میان هر گروه چند نفر جاسوس از دسته دیگر قرار داد تا از تبانیها و توطئه ها جلوگیری کنند و آنگاه ازلیان را به ماغوسا یاماگوستیا در خاک قبرس و بهائیان را به قلعه عکا در خاک فلسطین فرستاد. صبح ازل تا پایان عمر در قبرس بود و بهمان القاب حضرت ثمره و وحید و مرآت قناعت می نمود و چون درگذشت میرزا هادی دولت آبادی و برادرش میرزا یحیی جنبه ریاست ازلیه را داشتند. طرفداران ازل اگرچه در اقلیت هستند ولی همچنان فعال و مخالف بهائیان هستند و بهائیان هم چشم دیدن ازلیان را ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 10:26  توسط پژمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است

پیوندهای روزانه
نگاهی به تدوین کتاب احکام در مدعیان وحدت عالم انسانی
آیا احکام و دستورات رهبران بهائیت سمبل وحدت عالم انسانی است؟
سرانجام آئین مدعی وحدت عالم انسانی
تداوم اختلاف در مدعیان وحدت عالم انسانی
انتقال میراث شوم تفرقه و قدرت طلبی در جانشینان عبدالبها
تجلی وحدت عالم انسانی در اخلاق و رفتار فرزندان میرزا حسینعلی
نمونه ادب و تربیت اخلاقی مدعیان وحدت عالم انسانی
بحثی جذاب و شنیدنی
تبعید بابیان از بغداد به ادرنه و آشکار شدن اختلافات
اخراج مدعیان وحدت عالم انسانی از ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1387
شهریور 1387
مهر 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
نویسندگان
پژمان
pejmanpouya
پیوندها
بهائی پژوهی
پاسخ به سوالات در مورد بهائیت
تحری حقیقت
اخبار بهائیت
سراب بهائیت
بهائیت و سیاست
بیائید کمی فکر کنیم
بهائیت
کوتاه ولی خواندنی
مدعیان مهدوت
البرهان
مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی
بهائیت در ایران
جهان بدون صهیونیسم
جستجوگر پایگاههای شیعی
مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی 2
به انتظار او
ارتباط بهائیت با اسرائیل صهیونیسم
انجمن دختران ضد بهائی رفسنجان
پرس و جو
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مجمع جهانی شیعه شناسی
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
مهدویت و مبارزه با بهائیت
بهائیت از نگاه کاریکاتور
امام خمینی (ره) و بهائیت
بررسی و نقد فرق و مذاهب باطل
بهائی شناسی
سرخوردگان و پشیمانان از فرقه بهائیت
روابط پنهان و آشکار بهائیت با آمریکا
شناخت بهائیت در اینترنت
ویژه نامه جام جم ( ایام) بهائیت آنگونه که هست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM