![]() |
![]() |
|
| وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران) |
|
مطالعه کتب بهائیت نشان میدهد که رهبران چهارگانه بهائیت علاوه بر کارنامه منفی در عملکرد رفتاری خود ( آنچه قبلا ذکر شد) احکام و دستوراتی را به بشریت عصر حاضر ارائه نموده اند که بیان نمونه هائی از آنها نه تنها در تضاد با شعار وحدت عالم انسانی است بلکه موجب شرمساری و خجالت و سرافکندگی طرفداران این آئین خواهد بود. احکام ضد انسانی و خلاف حقوق بشری میرزا علی محمد باب شیرازی : بهائیان، میرزا علی محمد را مهدی موعود اسلام و همه ادیان الهی دانسته و علاوه بر آن وی را موسس شریعت جدید بابیه و مبشر به ظهور دین بهاالله معرفی میکنند.ببینیم این شخص والا مقام والهی ( به تعبیر بهائیت) چه میگوید: 1- ص 30 کتاب بیان فارسی : لایجوز التدریس فی کتب غیر البیان. هیچگونه مجوزی برای تدریس هر کتابی غیر از بیان داده نمیشود!؟ 2- ص135 کتاب بیان فارسی: در خراب نمودن بقاع (متبرکه) قبل از هر ظهور توسط ظهور بعد 3- ص 157 کتاب بیان فارسی: مصادره نمودن اموال افراد غیر متدین به بیان 4- ص159 کتاب بیان فارسی: کلیه غنائم ( که از جنگ بابیها با مسلمانان بدست می آید) متعلق به باب ( میرزا علی محمد) است. 5- بیان فارسی: بر هر پادشاهی که در دین بابیه به سلطنت می رسد واجب است احدی از غیر بابیها را بر روی زمین زنده نگذارد. 6- ص193 بیان فارسی: بر پنج قطعه زمین غیر از بابیها نباید زندگی و سکونت کنند 7- ص198 بیان فارسی: فی حکم محو کل الکتب کلها الا ما انشات اوتنشی فی ذلک الامر. اعتراف عبدالبها به احکام ضد حقوق بشری میرزا علی محمد باب: کتاب مکاتیب- جلد1-صفحه266: " در یوم ظهور حضرت اعلی ( میرزاعلی محمد) منطوق بیان( عبارت بود از: ) ضرب اعناق( گردن زدن غیر بابیها) حرق کتب ( سوزاندن کتابها) و اوراق و هدم بقاء و قتل عام الا من امن و صدق ( غیر بابیان) بود" خوانندگان گرامی مشاهده نمایند که مهدی موعود مورد ادعای بهائیان که بایستی موجب سعادت و خوشبختی جوامع بشری و آرامش روحی و روانی جامعه و منادی وحدت و یکرنگی باشد، چگونه حکم قتل و غارت انسانها و سوزاندن سایر کتب را میدهد و روی امثال چنگیزخان مغول را سفید مینماید. این احکام به حدی شرم آور است که رهبران بهائیت مجبور شده اند بگویند دین بهائی از دین بابی جداست و به همین علت با آن همه مقامی که برای میرزا علی محمد باب قائل بوده و محل تولد وی در شیراز هم به عنوان محل حج آنان برایشان واجب می باشد از چاپ و نشر کتب باب مخصوصا بیان فارسی و بیان عربی خودداری می کنند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 20:37 توسط پژمان |
|
|
تشکیلات وابسته به اولین بیت العدل بهائی مبادرت به طرد روحانی میسن ریمی و طرفداران وی کرد. ازجمله اعضاء برجسته و طرد شده بهائی پنج نفر از اعضاء محفل ملی بهائیان فرانسه بودند. میسن ریمی با انتشار کتب و مقالات متعدد عدم اعتبار و مشروعیت بیت العدل نه نفره رهبری بهائیان و مدعی اجرای وحدت عالم انسانی و مدعی مرجع عالی اداره کننده جامعه جهانی بهائی را اعلام نمود و ماهیت غیر واقعی آنرا افشا نمود. بعد از مرگ میسن ریمی یکی از آن پنج نفر طرد شده از محفل ملی فرانسه بنام جوئل مارنجلا بعنوان جانشین ریمی و ولی امر سوم بهائی انتخاب شد و هم اکنون وی رهبری بهائیان حقیقی و واقعی ( ارتودوکس ) را برعهده دارد و مرکز آنها در آمریکا و خودش در استرالیا مستقر است و دشمنی عمیقی با بیت العدل فعلی دارند.جمشید معانی از اهالی تربت حیدریه و متولد مشهد بوده و تا حدود دیپلم در دبیرستان البرز تهران تحصیل کرده و آنگاه برای تبلیغ بهائیت به اندونزی مهاجرت کرده است و در آن کشور مدعی شد که ظهور تازه ای پس از بهاالله است و کتابی بنام " انسان " به زبان اندونزی و الواحی به سبک آثار بهاء به زبان فارسی و عربی نگاشت و برای خود لقب " سماءالله " معین نمود و طرفدارانی در میان بهائیان ایران و اندونزی و پاکستان پیدانمود. هم اکنون در اثر تعلیمات به اصطلاح الهی بهائیت و در نتیجه شعار وحدت عالم انسانی گروههای متعددی از بهائیت جدا شده و تحت عناوین : بهائیان سابق ( former bahais ) - بهائیان واقعی ( orthodox ) - بهائیان طرد شده ( bahais-ex ) - بهائیان همجنس گرا ( gay bahais ) - بهائیان اصلاح طلب ( reformer bahais ) - و ..... ثمره عینی وحدت عالم انسانی هستند ؟؟!!!؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:47 توسط پژمان |
|
|
برخلاف پیش بینی و پیشگوئی عباس افندی (به عنوان یک رهبر معصوم و الهی ) شوقی عقیم بود و فرزندی نداشت و حتی جانشین هم معین ننمود و در نتیجه پس از مرگش کشمکش شدیدی بین بهائیان درگیر شد. بسیاری از بهائیان بریاست معنوی زن آمریکائی شوقی بنام روحیه ماکسول ( حضرت حرم) و ریاست ظاهری ایادیان امرالله ( یعنی کارگران و خادمین با سابقه پیشوایان بهائی ) باب ولایت را تا ابد مسدود دانستند و شش سال پس از فوت شوقی در لندن با تعجیل تمام کنفرانسی از روسای بهائی هر محفل تشکیل دادند و در آن اجتماع نه نفر اعضای مجلس بیت العدل موعود بهائیت را انتخاب نمودند و سپس این بیت العدل را در حیفای اسرائیل برپا ساختند که تاکنون نیز دائر است و هرچند سال یکبار تجدید انتخاب میشود و بر اهل بهاء حکومت میکند. دسته دیگری از پیروان شوقی بیت العدل حیفا را با دلائل قوی و روشن بی اعتبار و ساختگی دانستند ( ازجمله دلائل اینکه بنصّ الواح وصایا رئیس دائمی و عضو ممتاز بیت العدل باید ولی امرالله باشد و بیت العدل بدون ولی امر صلاحیت رهبری ندارد... ) رئیس هیئت بین المللی ایادی بنام چارلز میسن ریمی را جانشین شوقی و ولی ثانی امر خواندند و در همین هنگام جوانی از بهائیان خراسان در سرزمین اندونزی برخاست و مدعی شد که موعود کتاب اقدس و صاحب آئین تازه است وی جمشید معانی ( ملقب به سماء الله ) نام دارد و عین همان دستاویزهائیکه بهائیان برای اثبات عقاید خود دارند وی نیز برای خود فراهم کرده است و اینک ریمیها و سمائیها در کشورهای هند و پاکستان و ایران و اندونزی و آمریکا و استرالیا مشغول فعالیت هستند. بیت العدل تشکیلات بهائی ( واقع در اسرائیل ؟؟) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 11:0 توسط پژمان |
|
|
شوقی افندی ( ۱۳۱۴ - ۱۳۷۷ ه . ق ) عباس افندی به هنگام مرگ فرزند پسر نداشت و با آنکه محمد علی به عنوان غصن اکبر زنده بود و بایستی جانشین وی می شد ولی با نوشتن الواح وصایای خود برای رهبری و ریاست بهائیان قرار تازه ای نهاد و سلسله ولایت امرالله را تاسیس نمود. بنابر مضامین الواح وصایا ولی امرها یکی پس از دیگری خواهند آمد و هر یک بایستی جانشین خود را تعیین نماید و ایشان مبین آثار بهائی و مرجع مطاع همگانی و رئیس دائمی مجلس بیت العدل مرکب از نه نفر از سران بهائی هستند. براساس همین نوشته اولین ولی امر نوه دختری عباس یعنی شوقی افندی میباشد و پس از او سلسله اولیاء امر در نسل او و فرزند ذکور و بکر او خواهد بود( ص۱۱ تا ۱۶ الواح وصایا ). شوقی افندی پسر میرزا هادی افنان و دخترزاده عباس بشمار میرفت و در ایام حیات جدش در دانشگاه امریکائی بیروت و آکسفورد لندن بمطالعه و تحصیل پرداخت و با همسر آمریکائی بنام روحیه ماکسول ازدواج نمود؟! پس از مرگ عبدالبهاء شوقی به کمک مادرش بریاست رسید اما گروهی او را نپذیرفتند و جدائی دیگری میان مدعیان وحدت عالم انسانی حادث شد. برخی از مبلغین و بزرگان بهائیت همچون عبدالحسین آیتی ( آواره ) و فیض اله صبحی ( کاتب عبدالبها )و میرزا حسن نیکو و غیره که متوجه دروغگوئیها و فساد فکری و اخلاقی شوقی و رهبران بهائی شدند از عقائد بهائی به دامان پاک اسلام برگشتند و شوقی رهبری فکری مکتب مدعی وحدت عالم انسانی آنان را به باد فحش و بدگوئی گرفت. آنها هم با نوشتن کتابهائی چون " کشف الحیل" و " خاطرات صبحی" و " فلسفه نیکو" سوابق زشت و ناپسند ایام کودکی و جوانی شوقی را افشا نمودند. گروهی دیگر از بهائیان الواح وصایا را نا معتبر دانستند و میرزا احمد سهراب را که از خویشان نزدیک شوقی بود به پیشوائی برگزیدند و نام سهرابی برخود نهاده کاروان خاور و باختر را تشکیل دادند ولی اکثرا مورد طرد و انزوا قرار گرفتند و از دایره وحدت عالم انسانی خارج شدند.شوقی در ایام ریاست خود به تقلید از اروپائیان به بهائیت صورت تشکیلات حزبی داد و محافل منتخب محلی و ملی بوجود آورد و در برخی کشورها آنها را بعنوان محافل مذهبی یا شرکتهای تجاری !! به ثبت رساند.هرکس مخالف میل شوقی کاری میکرد ابتداء از این تشکیلات اخراج ( طرد اداری ) و سپس از جامعه بیرون میشد( طرد روحانی) و بسیاری از بهائیان گرفتار چنین مجازاتی ضد حقوق بشری در بهائیت شدند و حتی از خانواده خود طرد گردیدند. در زمان حیات شوقی و با سکوت خیانت آمیز وی حکومت یهودی اسرائیل با نقض حقوق مسلم فلسطینیان در فلسطین روی کار آمد و به پاداش مساعی بی شمار بهائیت در ایجاد چنین دولت بیگانه ای در قلب جامعه اسلامی این مسلک در آنجا رسمیت یافت و املاک و اموال هایشان تحت حمایت واقع و از مالیات و عوارض معاف گردید.(توقیعات مبارکه - جلد ۲ ص ۱۶۵ ) شوقی به سال ۱۳۷۷ ه. ق برابر با ۱۳۳۶ هجری شمسی در لندن به مرض آنفلوانزا دچار شد و از دنیا رفت و همانجا مدفون گردید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 10:16 توسط پژمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
پژمان pejmanpouya |
|
RSS
|