![]() |
![]() |
|
| وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران) |
|
شوقی افندی ( ۱۳۱۴ - ۱۳۷۷ ه . ق ) عباس افندی به هنگام مرگ فرزند پسر نداشت و با آنکه محمد علی به عنوان غصن اکبر زنده بود و بایستی جانشین وی می شد ولی با نوشتن الواح وصایای خود برای رهبری و ریاست بهائیان قرار تازه ای نهاد و سلسله ولایت امرالله را تاسیس نمود. بنابر مضامین الواح وصایا ولی امرها یکی پس از دیگری خواهند آمد و هر یک بایستی جانشین خود را تعیین نماید و ایشان مبین آثار بهائی و مرجع مطاع همگانی و رئیس دائمی مجلس بیت العدل مرکب از نه نفر از سران بهائی هستند. براساس همین نوشته اولین ولی امر نوه دختری عباس یعنی شوقی افندی میباشد و پس از او سلسله اولیاء امر در نسل او و فرزند ذکور و بکر او خواهد بود( ص۱۱ تا ۱۶ الواح وصایا ). شوقی افندی پسر میرزا هادی افنان و دخترزاده عباس بشمار میرفت و در ایام حیات جدش در دانشگاه امریکائی بیروت و آکسفورد لندن بمطالعه و تحصیل پرداخت و با همسر آمریکائی بنام روحیه ماکسول ازدواج نمود؟! پس از مرگ عبدالبهاء شوقی به کمک مادرش بریاست رسید اما گروهی او را نپذیرفتند و جدائی دیگری میان مدعیان وحدت عالم انسانی حادث شد. برخی از مبلغین و بزرگان بهائیت همچون عبدالحسین آیتی ( آواره ) و فیض اله صبحی ( کاتب عبدالبها )و میرزا حسن نیکو و غیره که متوجه دروغگوئیها و فساد فکری و اخلاقی شوقی و رهبران بهائی شدند از عقائد بهائی به دامان پاک اسلام برگشتند و شوقی رهبری فکری مکتب مدعی وحدت عالم انسانی آنان را به باد فحش و بدگوئی گرفت. آنها هم با نوشتن کتابهائی چون " کشف الحیل" و " خاطرات صبحی" و " فلسفه نیکو" سوابق زشت و ناپسند ایام کودکی و جوانی شوقی را افشا نمودند. گروهی دیگر از بهائیان الواح وصایا را نا معتبر دانستند و میرزا احمد سهراب را که از خویشان نزدیک شوقی بود به پیشوائی برگزیدند و نام سهرابی برخود نهاده کاروان خاور و باختر را تشکیل دادند ولی اکثرا مورد طرد و انزوا قرار گرفتند و از دایره وحدت عالم انسانی خارج شدند.شوقی در ایام ریاست خود به تقلید از اروپائیان به بهائیت صورت تشکیلات حزبی داد و محافل منتخب محلی و ملی بوجود آورد و در برخی کشورها آنها را بعنوان محافل مذهبی یا شرکتهای تجاری !! به ثبت رساند.هرکس مخالف میل شوقی کاری میکرد ابتداء از این تشکیلات اخراج ( طرد اداری ) و سپس از جامعه بیرون میشد( طرد روحانی) و بسیاری از بهائیان گرفتار چنین مجازاتی ضد حقوق بشری در بهائیت شدند و حتی از خانواده خود طرد گردیدند. در زمان حیات شوقی و با سکوت خیانت آمیز وی حکومت یهودی اسرائیل با نقض حقوق مسلم فلسطینیان در فلسطین روی کار آمد و به پاداش مساعی بی شمار بهائیت در ایجاد چنین دولت بیگانه ای در قلب جامعه اسلامی این مسلک در آنجا رسمیت یافت و املاک و اموال هایشان تحت حمایت واقع و از مالیات و عوارض معاف گردید.(توقیعات مبارکه - جلد ۲ ص ۱۶۵ ) شوقی به سال ۱۳۷۷ ه. ق برابر با ۱۳۳۶ هجری شمسی در لندن به مرض آنفلوانزا دچار شد و از دنیا رفت و همانجا مدفون گردید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 10:16 توسط پژمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
پژمان pejmanpouya |
|
RSS
|