![]() |
![]() |
|
| وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران) |
|
استعمارگران با هدف ایجاد تفرقه و ازبین بردن وحدت و انسجام مسلمانان در کشورهای اسلامی اقدام به ایجاد فرقه های مختلف و مذهب سازی به تناسب حال مردم آن کشورها کرده اند تا بتوانند به مقاصد شوم استعماری خود دست یابند. رهبران بهائیت برای فریب مردم و جذب آنان به سوی خود از شعارهای فریبنده ای استفاده می کردند که از جمله مهمترین آنان شعار " وحدت عالم انسانی " است که در بهائیت بعنوان یکی از تعالیم دوازدهگانه یا آرمانهای بهائیت مطرح است. به تعدادی از این شعارها توجه کنید : " دين بايد سبب الفت و محبت باشد - صلح عمومي- ترك انواع تعصبات بهاءالله : « همه بارِ يك داريد و برگ يك شاخسار. عبدالبهاء : « بيگانگان را مانند آشنا معامله نمائيد و اغيار را بمثابه يار نوازش فرمائيد. دشمن را دوست بينيد و اهرمن را ملائكه شماريد. جفاكار را مانند وفادار بنهايت محبت رفتار كنيد و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختامشك معطّر به مشام رسانيد. » مكاتيب-ص160 . دين بايد سبب محبت و الفت باشد. اگر دين سبب محبت نباشد بيديني بهتر است. اگر مسائل دينيه مخالف عقل و علم باشد ”وهم“ است زيرا مقابل علم، جهل است. خطابات-ص18 عبدالبهاء اما با بررسی نحوه زندگی و منش و رفتار و آثار رهبران بهائیت که مدعی هدایت بشرند و خود را منصوب الهی و صاحب دین جدید ( که باید مطابق علم وعقل باشد ) می دانند، مشخص شد که رفتارهای آنان و خانواده شان نقض کننده شعار " وحدت عالم انسانی" است. آنان حتی وحدت خانوادگی خود را نتوانسته اند حفظ کنند و داعیه ایجاد وحدت برای تمام عالم را دارند!!! به تعدادی از این موارد توجه کنید : 1- میرزا حسینعلی بهاءالله که خود را موسس بهائیت می داند نقش کلیدی در اغتشاشات و شورشهای بابیها و حتی نقشه ترور ناصرالدین شاه را داشته است و به این ترتیب تمرین اجرای وحدت عالم انسانی می نموده و اولین دستاورد این وحدت این بوده که تفرقه و جدائی میان مردم و برهم زدن امنیت ملی ایران به نفع دول خارجی بویژه دولت استعمارگر روسیه را برای مملکت به ارمغان آورده است و تعداد زیادی از هموطنان بیگناه در این بین کشته شدند. دخالت در ترور رئیس حکومت ایران ( ناصرالدين شاه ) توسط کسی که مدعی است : بیگانگان را به چشم یاران ببینید. بهاالله بعد از این ماجرا از ترس به سفارت روسیه گریخت و سفارت روسیه او را ودیعه دولت روس خواند !!!!! و خواستار امنیت جانی وی شد. مردم و دولت ایران که در آن زمان بیش از هر زمان دیگر نیاز به وحدت ملی داشتند خود را رودررو با سفارت دولت روس در تهران یافتند و مشاهده کردند که یک نفر طرفدار عادی میرزا علی محمد باب تبدیل به "ودیعه" پربهای دولت روسیه شده است که اگر آسیبی به وی برسد حوادث غیر مترقبه ای در پیش روی مردم ايران خواهد بود. 2- ازجمله موارد رفتاری نقض کننده شعار وحدت عالم انسانی اختلافات میرزا حسینعلی با برادرش میرزا یحیی صبح ازل بر سر جانشینی باب است. در این ماجرا بین دو برادر فحاشی های بسیار شد و بسیاری از اسرار برملا شد : کار به آنجا کشید که آن دو برادر مخفیانه زهر در غذای هم بریزند پس یحیی ( چنان چه بهائیان می گویند ) در غذای بهاء زهر ریخت و بهاء [ چنان چه بابیان می گویند] در غذای یحیی زهر ریخت و خواست او را با سلاح سفید بکشد ولی هردو از مرگ نجات یافتند. فی المثل میرزا یحیی از جانب بها و بهائیان به القاب خر و گاو نر و گوساله و مار و مگس و سوسک و ... و هر آنچه در یک باغ وحش یافت می شود مفتخر گردید ( صفحه 21و 183 کتاب بدیع نوشته میرزا حسینعلی ) و میرزا حسینعلی با گستاخی تمام حرامزادگی برادر را اعلام داشت ( جزء یکم مائده آسمانی ص 40 ) و فاش ساخت که علت و سبب کدورت جمال ابهی ( میرزا حسینعلی ) با میرزا یحیی این بود که در بغداد همسر دوم سید باب ( یادگار منوچهرخان معتمدالدوله) مورد تجاوز و کامگیری ازل واقع شده و چون میرزا یحیی وی را نپسندیده وقف عام مریدانش نموده است ( کتاب بدیع ص 397 ) و باز صبح ازل متهم گردید که جیره خوار حکومت ترک و انگلیس و تحت حمایت آن دول است ( بدیع ص 312 ) و سرانجام برنامه زندگی زعیم ازلیه از قلم برادرش چنین ارزیابی شد : " مسلم است که ازل باکل و شرب و تصرف در ابکار و نساء ناس ! مشغول بوده و اعمالی که و الله خجالت می کشم از ذکرش مرتکب!" ( بدیع ص 312 ) از جانب دیگر ازلیان هم بیکار ننشستند و گفتند که همسر باب که سهل است جناب بها دختر خودش را هم در ایام ریاست ازل به وی تقدیم نموده بود ( کتاب تنبیه النائبین نوشته خواهر میرزا حسینعلی ص 19 و 65 ) و جناب ایشانرا نشاید که پیش از درمان رعشه دست! و باد فتق! خود ، بعلاج دردهای بشریت پردازند و کوس نبوت یا الوهیت زنند و ... و ... 3- اما اختلافات در اینجا تمام نشد و بعد از بهاالله در بین فرزندانش نیز این اختلافات و فحاشی ها بر سر جانشینی تکرار شد : بنا بر لوح عهدی قرار بود تا پس از درگذشت بهاالله ابتدا عباس و سپس محمد علی زمامدار بهائیان باشند لکن پس از مرگ پدر میان فرزندان جدائی افتاد و محمد علی افندی با دو برادر دیگرش و دو تن از زنان میرزا حسینعلی و خواهرانش و پسر عموها بر عبدالبهاء شوریدند و با اینکه در لوح عهدی سفارش شده بود که اختلاف و نزاع نیفتد و احترام و دوستی برادران و بستگان دیگر مراعات شود و ناسزا و افترا موقوف گردد با اینحال چون دو دستگی بالا گرفت عباس افندی برادرش را ناقض اکبر و مریدانش را ناقضین خواند و پیروان خود را ثابتین نام نهاد. محمد علی نیز به تلافی، عباس افندی را رئیس المشرکین گفته ابلیس لعین لقب داد. بار دیگر عباس افندی برادر و مریدانش را به القاب پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و ... !! و باقی درندگان مفتخر ساخت و خویشتن را بلبل و طاووس نامید. میرزا محمد علی هم برای تکمیل باغ وحش خانوادگی جناب ابن البها را گوساله و الاغ دوپا ؟!؟ خوانده خود را غضفرالله ( شیر خدا ) لقب داد ( مدرک این مطالب در کتب مکاتیب و توقیعات مبارکه شوقی و گنجینه حدود و احکام ذکر شده است). عباس افندی برخلاف وصیت بهاالله مبنی بر جانشینی محمد علی بعد از خودش اقدام به تعیین نمودن جانشین بعد از خود نمود و شوقی افندی را بعنوان جانشین انتخاب نمود و حتی بعنوان یک رهبر آسمانی جانشینان بعد از شوقی را پس از او سلسله اولیاء امر در نسل او و فرزند ذکور و بکر او تعیین کرد ( ص11 تا 16 الواح وصایا ). در زمان حیات شوقی و با سکوت خیانت آمیز وی حکومت یهودی اسرائیل با نقض حقوق مسلم فلسطینیان در فلسطین روی کار آمد و به پاداش مساعی بی شمار بهائیت در ایجاد چنین دولت بیگانه ای در قلب جامعه اسلامی این مسلک در آنجا رسمیت یافت و املاک و اموال هایشان تحت حمایت واقع و از مالیات و عوارض معاف گردید.(توقیعات مبارکه - جلد ۲ ص 165 ) برخلاف پیش بینی و پیشگوئی عباس افندی (به عنوان یک رهبر معصوم و الهی ) شوقی عقیم بود و فرزندی نداشت و حتی جانشین هم معین ننمود و در نتیجه پس از مرگش کشمکش شدیدی بین بهائیان درگیر شد. هم اکنون در اثر تعلیمات به اصطلاح الهی بهائیت و در نتیجه شعار وحدت عالم انسانی گروههای متعددی از بهائیت جدا شده و تحت عناوین : بهائیان سابق ( bahais former ) - بهائیان واقعی ( orthodox ) - بهائیان طرد شده ( bahais-ex ) - بهائیان همجنس گرا ( gay bahais ) - بهائیان اصلاح طلب ( reformer bahais ) -سمائی ها ثمره عینی وحدت عالم انسانی هستند ؟؟!!!؟! 5- برخی از مبلغین و بزرگان بهائیت همچون عبدالحسین آیتی ( آواره ) و فیض اله صبحی ( کاتب عبدالبها )و میرزا حسن نیکو و غیره که متوجه دروغگوئیها و فساد فکری و اخلاقی شوقی و رهبران بهائی شدند از عقائد بهائی به دامان پاک اسلام برگشتند و لذا شوقی رهبری فکری مکتب مدعی وحدت عالم انسانی آنان را به باد فحش و بدگوئی گرفت. آنها هم با نوشتن کتابهائی چون " کشف الحیل" و " خاطرات صبحی" و " فلسفه نیکو" سوابق زشت و ناپسند ایام کودکی و جوانی شوقی را افشا نمودند. گروهی دیگر از بهائیان الواح وصایا را نا معتبر دانستند و میرزا احمد سهراب را که از خویشان نزدیک شوقی بود به پیشوائی برگزیدند و نام سهرابی برخود نهاده کاروان خاور و باختر را تشکیل دادند ولی در اکثرا مورد طرد و انزوا قرار گرفتند و از دایره وحدت عالم انسانی خارج شدند. ۶- در حال حاضر تشکیلات بهائیت که مرکزیت آن بیت العدل واقع در اسرائیل است!!!! با وجود اینکه به دلیل نداشتن ولی امرالله ( مطابق گفته بهاالله و عبدالبها ) فاقد مشروعیت است و در دست افراد منتخب دول استعماری است ( فقط یک یا دو نفر ایرانی آنهم مقیم همین کشورها جزو نه نفر اعضای اصلی هستند ) قوانین بسیار سختی را برای بهائیان درنظر گرفته که اگر کوچکترین خطائی از آنان سر بزند از طرف جامعه بهائیت حتی خانواده خود " طرد " می شوند که این مسئله نیز این شعار را نقض می کند. ۷- یکی دیگر از موارد نقض کننده شعار وحدت عالم انسانی در بهائیت احکام ضد انسانی و منافی اخلاق در بهائیت است . به چند نمونه از این احکام توجه کنید: ۷-الف- احکام ضد انسانی و خلاف حقوق بشری میرزا علی محمد باب شیرازی : بهائیان، میرزا علی محمد را مهدی موعود اسلام و همه ادیان الهی دانسته و علاوه بر آن وی را موسس شریعت جدید بابیه و مبشر به ظهور دین بهاالله معرفی میکنند.ببینیم این شخص والا مقام والهی ( به تعبیر بهائیت) چه میگوید: ۱- ص 30 کتاب بیان فارسی : لا یجوز التدریس فی کتب غیر البیان. هیچگونه مجوزی برای تدریس هر کتابی غیر از بیان داده نمیشود!؟ 2- ص 135 کتاب بیان فارسی : در خراب نمودن بقاع (متبرکه) قبل
از هر ظهور توسط ظهور بعد 3- ص 157 کتاب بیان فارسی : مصادره نمودن اموال غیر متدین به
بیان 4- ص159 کتاب بیان فارسی : کلیه غنائم ( که از جنگ بابیها با
مسلمانان بدست می آید) متعلق به باب ( میرزا علی محمد)
است. 5- بیان فارسی : بر هر پادشاهی که در دین بابیه به سلطنت می
رسد واجب است احدی از غیر بابیها را بر روی زمین زنده نگذارد. 6- ص193 بیان فارسی : بر پنج قطعه زمین غیر از بابیها نباید
زندگی و سکونت کنند. 7- ص198 بیان فارسی: فی الحکم محو کل الکتب کلها الا ما
انشات اوتنشی فی ذلک الامر : درحکم محو ونابودی کلیه کتب
نوشته شده در مورد بابیت. اعتراف عبدالبها به احکام ضد حقوق بشری میرزا علی محمد باب: کتاب مکاتیب- جلد1-صفحه266: " در یوم ظهور حضرت اعلی ( میرزا علی محمد ) منطوق بیان( عبارت
بود از :) ضرب اعناق ( گردن زدن غیر بابیها) حرق کتب ( سوزاندن
کتابها) و اوراق و هدم بقاء و قتل عام الا من امن و صدق ( غیر بابیان)
بود " این احکام به حدی شرم آور است که رهبران بهائیت مجبور شده اند بگویند دین بهائی از دین بابی جداست و به همین علت با آن همه مقامی که برای میرزا علی محمد باب قائل بوده و محل تولد وی در شیراز هم به عنوان محل حج آنان برایشان واجب می باشد از چاپ و نشر کتب باب مخصوصا بیان فارسی و بیان عربی خودداری می کنند. حال ببينيم جناب ميرزا حسينعلی نوری که خود را پيغمبر جديد و مدعی دين مدرن و جديد برای بشر قرن بيست و يکم و قرون آتی می داند چه دستاوردهائی را به بشريت تشنه عدالت و آسايش به ارمغان آورده است و چگونه به تساوی حقوق زن و مرد و صلح و عدالت جهانی عمل می شود : 1- طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود با گفتن 5 مرتبه " الله اطهر" به طرف شیء نجس، پاک و طاهر می گردد.( صفحه 5 کتاب اقدس) 2- تحريم نماز جماعت و امر به معروف و نهی از منکر( در صفحه 5) ۳- زنان شايسته بجا آوردن حج بهائی نيستند: قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البيت دون النساء(صفحه 10) خوانندگان محترم مطلع باشند که حج در نزد بهائيان، زيارت خانه ميرزا علی محمد باب!!؟ در شهر شيراز و باغ رضوان در بغداد ( محل اقامت و ادعای نبوت ميرزا حسينعلی) و قبله آنان، قبر ميرزا حسينعلی در عکای اسرائيل است. يعنی بهائيان دارای دو کعبه هستند!!؟؟ و برای اولين بار قبر يک انسان، قبله بشريت مدرن شده است. ۴- بيت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع ميان زن و مرد به طور نامحدود است. " قد حکم الله لکل زان و زانيه ديه مسلمه الی بيت العدل و هی تسعه مثاقيل من ذهب و ان عادا مره الاخری عودوا بضعف الجزاء"(صفحه15) اگر مرد و زنی مرتکب زنا شدند مقدار 9 مثقال طلا به بيت العدل می دهند و بخشيده می شوند و اگر هوس کردند برای بار دوم روابط نامشروع برقرار کنند مقدار دوبرابر ( 18 مثقال) طلا به بيت العدل هديه می کنند و با همين فرمول به روابط نامشروع خود ادامه می دهند و صندوق بيت العدل را با مثقالهای طلا پر می کنند و حدی براين عمل حرام متصور نيست.( يعنی ناموس بهائی 9 مثقال طلا ارزش دارد؟؟) ۵- دستور سوزاندن و آتش زدن انسانها به جرم ايجاد حريق: من احرق بيتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا فاقتلوه ( صفحه 18) کسی که عمدا خانه ای را آتش زد پس او را با آتش بسوزانيد و اگر کسی مرتکب قتل شد او را بی درنگ بکشيد. ۶- اجازه ازدواج يک مرد با دو زن و استفاده از کنيز و به استخدام در آوردن دختران دوشيزه برای خدمت رسانی به مردان!!؟؟ قد کتب الله عليکم النکاح اياکم ان تجاوزوا عن الاثنتين و الذی اقتنع بواحده من الاماء استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لاباس عليه آيا اينست مفهوم تساوی زن و مرد در بهائيت؟ آيا به نظر بهاالله، زن همچنان کنيز و مستخدم مرد بايد باشد؟ آيا اينست مفهوم وحدت عالم انسانی؟؟ ۷-اجسام و اشياء نجس در نزد بهائيان طاهر و پاک هستند: وکذلک رفع حکم دون الطهاره عن کل الاشياء( صفحه 21) ۸-نا مشخص بودن ازدواج با محارم و عدم وجود حکم شرعی محارم در بهائيت قد حرمت عليکم ازواج آبائکم( صفحه 30) جناب ميرزا حسينعلی فقط ازدواج با زن پدر را حرام اعلام کرده و در مورد ازدواج با ساير محارم حکمی ذکر نکرده است. آيا عدم ذکر، دليل بر جواز ازدواج با محارم نيست و اصولا محارم در بهائيت چه کسانی هستند. ۹- حکم غير عملی در مورد ناراحت و محزون کردن ديگران : من يحزن احدا ان ينفق تسعه عشر مثقالا من الذهب (صفحه 39 ) اگر فردی را محزون و ناراحت کرديد بايستی 19 مثقال طلا انفاق کنيد از همه حقوقدانان و دانشمندان علم قضاوت دعوت می شود نحوه اجرای اين حکم را تبيين نموده و به بشريت عصر اتم و فضا و فنآوری اطلاعات هديه کنند. جالب اينجاست که حکم زنا و هتک ناموس يک دختر 9 مثقال طلا و حکم شکستن دل ديگران 19 مثقال طلا می باشد!!؟ حکم نقص عضو در بهائيت چيست؟ وصدها سوال دیگر ... نتیجه : نتیجه گیری از این مطالب را بعده خوانندگان محترم می گذاریم فقط یک جمله از عبدالبهاء برای هموطنان بهائی می آوریم تا زنگ خطر و هشداری باشد برای طالبان حقیقت : " انصاف باید داشت از نفسی که در تربیت اولاد و عیال و آل عاجز مانده چگونه امید تربیت اهل آفاق نمائیم و آیا در این قضیه ذره ای شبهه و تردید است ؟ لاوالله " !!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:57 توسط پژمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
پژمان pejmanpouya |
|
RSS
|