![]() |
![]() |
|
| وحدت عالم انساني در بهائيت بعنوان يكي از اصول فكري (آئین بهائی؟؟؟ یا فرقه سازی استعمارگران) |
|
میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل ۱۳۳۰-۱۲۴۸) پس از مرگ باب جانشینی او به میرزا یحیی نوری برادر کوچکتر میرزا حسینعلی نوری رسید. در آثار باب شواهدی وجود دارد که حاکی از معرفی صبح ازل به عنوان جانشین او می باشد. ازجمله در آغاز کتاب قسمتی از الواح عین دستخط باب به میرزا یحیی گراور شده است که در آن میگوید : " هذا کتاب من علی قبل نبیل... الی من یعدل اسمه اسم الوحید ... این یا اسم الوحید فاحفظ ما نزل فی البیان و امر به فانک لصراط حق عظیم " یعنی این مکتوبست از جانب علی قبل نبیل (علی محمد) به سوی آن که نامش به نام وحید معادل است. ( وحید در عدد با یحیی برابر است)... ای وحید آنچه در بیان نازل شده نگهداری کن و به آن امر نما، پس همانا تو بر راه حقیقت بزرگی هستی. بدین ترتیب رهبری بابیان به صبح ازل سپرده شد. او برادرش میرزا حسینعلی را به عنوان پیشکار تعیین کرد و خود به طور ناشناس به گردش و سفر در اطراف و اکناف پرداخت. او برخود نام حضرت غایب مستور گذارد تا از خطر تعرض حکومت مصون بماند و بدین گونه بهاءالله مرجع مستقیم بابیه شد. به نوشته محمد علی فیضی در آن ایام : " منزل آن حضرت در تهران محل رفت و آمد بزرگان و مشاهیر اصحاب شد و امور مهمه همواره در آنجا رتق و فتق می گردید و در اکثر موارد از آن حضرت اخذ دستور می نمودند. همین زمامداری سبب شد تا امیر کبیر صدر اعظم وقت وی را به عراق که تحت سلطه عثمانی بود تبعید نماید.
میرزا حسینعلی در روز دوم ماه محرم سال ۱۲۳۳ هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا عباس نوری معروف به میرزا بزرگ از منشیان و مستوفیان زمان محمد شاه قاجار بود. خاندان میرزا بزرگ به حسن خط و خوبی انشاء مشهور بودند و خود او در این زمینه مهارتی بسزا داشت و بسیاری از رجال درباری از او سرمشق می گرفتند و خانه اش مجمع ارباب ذوق و ادب بود. میرزا عباس در تعلیم و تربیت فرزندان بسیار می کوشید و برای این منظور از میان دوستانش برای آنان آموزگاران سرخانه می آورد. چنان که پسر ارشدش میرزا حسن نوری در اثر همین مراقبت لایق منشیگری سفارت روسیه گردید. میرزا حسینعلی نیز در سنین کودکی نزد پدر و بستگان و معلمان خصوصی به فرا گرفتن علوم و فنون مقدماتی پرداخت و بدین سبب از رفتن به مدرسه بی نیاز بود. درایام جوانی نیز چون هیچ اشتغالی نداشت، همه اوقاتش صرف گردش و تفریح یا مطالعه و تقریر و یا حضور در مجالس عارفان و حکیمان و محافل شاعران و ادیبان می گشت و از این راه معلوماتی پراکنده و فراوان آموخت. درجنبشهای بابیه، ازلیه و بهائیه نقش حسینعلی نوری بسیار بارز است. در اوان ادعای باب، میرزا حسینعلی به وی گروید و کم کم بازیگر بسیاری از وقایع آن دوره شد. در جریان ترور ملا محمد تقی قزوینی ( شهید ثالث) دخیل بود و به همین سبب به زندان افتاد در حوادث به دشت (بدشت) گرداننده اصلی بود. پس از اعدام باب، بهاءالله داستان وصایت میرزا یحیی را بر سر زبانها انداخت و برادر جوانش را سپر بلای خود نمود تا از آسیب معاندین در امان بماند. با این حال امیر کبیر کم و بیش به نقش او در قضایای باب پی برد و اعلام داشت که میرزا حسینعلی تا کنون پنج کرور تومان ( ۲۵۰۰۰۰۰۰ ریال = نیم برابر غرامت جنگهای ایران و روس ) به خزانه کشور ایران خسارت وارد آورده است، بنابراین او را از ایران خارج و به عراق تبعید نمود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:35 توسط پژمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران. آئین بهائی؟ دیانت بهائی؟ یا فرقه سازی استعمارگران.
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ مجاز است |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| نویسندگان |
|
پژمان pejmanpouya |
|
RSS
|